|
رفاقت
|
||
fatisoso
Let me Be SomeThing
If I can't be your all-the-time
lemme be your now-and-then-ner
And if I can't be your now-and-then
Lemme be your you-tell-me-when-ner
And if I can't be your Mr.clean
Lemme be your Mr.Dirty
If I can't be your serious LOVE
Lemme be your just-for-funner
Baby, don't you leave me this way
Lemme be SOMETHING
بگذار چیزی باشم
اگر نمیتوانم همیشه مال تو باشم
اجازه بده گاهی زمانی از آن تو باشم
و اگر نمیتوانم گاهی زمانی از آن تو باشم
بگذار هر وقت که تو میگویی کنار تو باشم
اگر نمی توانم دوست خوب و پاک تو باشم
اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم
اگر نمی توانم عشق راستین تو باشم
بگذار باعث سرگرمی تو باشم
اما مرا اینطوری ترک نکن...
بگذار در زندگی تو دست کم چیزی باشم ...
shel silver stain
*simsim joojoo*
fati.takpare hamishe tanha
می دونین، من وقتی به چیزهایی مثل مرز کشورها فکر می کنم، یاد بازی بعضی از این پسر بچه ها می افتم که هر کدوم چند تا ماشین کوچولو بر می دارن و با یه تفنگ میرن یه گوشه از قالی می شینن. خطهای قالی رو نشون می کنن و قرار می ذارن: "خونۀ من از اینجا تا اون خط، خونۀ تو از این طرف تا دم میز." و بعد از تموم این قراردادا شروع می کنن هی به خونۀ همدیگه حمله کردن تا مثلاً ماشینای دوستشون (یا دشمن، نمی دونم) رو صاحب بشن. به نظر شما دعوا سر اینکه اسم این خلیج، خلیج فارس باشه یا عربی شبیه کارای این پسر بچه ها نیست؟ راستی به این فکر کردین که چرا به یک ژنرال ارتش که توی یه جنگ مهم دست تنها و با یه اسلحۀ کمری یک کمپ از سربازای دشمن رو از پا در میاره نشان شجاعت می دن در حالی که از نظر خیلی ها حداقل مجازات قتل حبس ابده؟
fati.soso.takpare hamishe tanha
fati soso
....A Friend
(A)ccepts you as you are
(B)elieves in you
(C)alls you just to say HI
(D)oesn t give up on you
(E)nvisions the whole of you (even the unfinished parts)
(F)orgives your mistakes
(G)ives unconditionally
(H)elps you
(I)nvites you over
(J)ust be with you
(K)eeps you close at heart
(L)oves you for who you are
(M)akes a difference in your life
(N)ever Judges
(O)ffer support
(P)icks you up
(Q)uiets your fears
(R)aises your spirits
(S)ays nice things about you
(T)ells you the truth when you need it
(U)nderstands you
(V)alues you
(W)alks beside you
(X)Eplains thing you don t understand
(Y)ells when you won t listen and
(Z)aps you back to reality
FATI.SOSO(TAKPARE HAMISHE TANHA
خدا بودم وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در میاوردم و از بارگاه بیرونش میکردم ! چه معنی داره شیطان به حرف خدا گوش نکنه ! وقتی میخواستم پیغمبر برای خلق تعیین کنم از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب میکردم تا عدالت رعایت بشه !
کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی یه خونه شیک و مدرن بنا میکردم با سوییت های مجهز و مجانی برای زواری که برای زیارت میومدن ! هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام … حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجای لباس احرام هم مایوی دوتیکه بپوشن ! یه مشت از این حوری ها و قلمان رو هم مامور میکردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه !
اصلا نمیذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن ! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که ! همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم ! یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه ! هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم قربونت برم …عزیز دلم … فدات بشم نه اینکه محل سگ هم نذارم ! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه … گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !
قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمیکردم ! به بنده هام همه یه جو عقل میدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخیص بدن و نیازی به فتوا و این …س شعر ها نباشه ! عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه ! به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد … ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم ! سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ….. خدا کیلو چند ….. کدوم خدا ؟
اخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکرد
fati.soso
من وجودم خالی است
تهی از هرچه تو می انگاری
من کویری هستم، در پی قطره آبی از نور
کوله بارم پردرد و درونم بی درد و خروش نفسم از همه درد،
من نمی دانستم که شقایق زیباست و هزار می خواند و غروب ،
از شوق دیدار طلوع سر تسلیم به روز می آرد
و نسیم شب را
به نوازشگر دست های هوا می سپارد من اگر تلخم و گر افسرده
به تو می اندیشم.به تو که روح وجودت ،
شوق پرواز به من خواهد داد.
به تو می اندیشم به وجودت،لبریز از جوشش عشق
به جفای یک تیر،به فراق دل زخم خورده خود من،
اگر سردم و گر تب دارم خاطرات سبز دیدار تو در دل دارم
لحظات سبز ایمان و سلام پشت دروازه شهر که به تدبیر دو عالم زیباست
که به هر شوق و به هرعمر رویاست
با قفل دستان نشاط آورتوست
که به مهمانی رسوایی شب خواهد رفت
و تو خواهی آورد جوشش لحظه عشق و به تقدیم وجودت همه را از رخ زیبای بهار،
بهره مند خواهی ساخت،
انتظارم سخت است و پر از ساعت تنهایی و غم به تومی اندیشم.
رازهای غم تنهایی را زمزمه دل تارم کردی به تو می اندیشم
به تو ای جاذبه روشن تاریکی ها به تو می اندیشم
fati.soso
|
|